˙·٠•●به نام او که انقدر اه کشیدم تا تو را برایم فرستاد●•٠·˙
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

چه شب هایی

چه شبهایی با رویایه تو خوابیدم ، نفهمیدی

چه شبهایی که اسمتو رو لبهام بود ، نمیشنیدی

چه شبهایی که اشک هامو به تنهایی نشون دادم

از عمقه فاصله آروم واسه تو دست تکون دادم

چه شبهایی با شب گردی شبو تا صبح میبردم

نبودی ماه جون میداد ، نبودی بی تو میمردم

چه شبهایی دعا کردم یه کم این فصله کم شه

یبار دیگه نگاه من تو رویاهات مجسم شه

توی این خونه یخ میبست تنه سرده سکوته من

چقدر جایه تو خالی بود ، چه شبهایه بدی بودن

گذشتم و عمرمو آوردم ، حالا من موندم و حسرت

چقدر بی رحمه این دنیا ، به این تقدیر بد لعنت

 



نوشته شده توسط :ساحل غم
چهارشنبه 13 بهمن 1389-02:51 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر






ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو