˙·٠•●به نام او که انقدر اه کشیدم تا تو را برایم فرستاد●•٠·˙
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

عیدت مبارک همه کس من ویدای من

عیدت مبارک نازنین دوست دارم فقط همین
بعد از تو دیگه این دلم مونده همیشه رو زمین
عیدت مبارک مهربون جات خیلی اینجا خالیه
تو نیستی اما عطر تو همیشه این حوالیه
عیدت مبارک سال نو باشه مبارک چشات
تو عکس تو بو سه ی من می شینه این بار تو نگات



بدون عزیزم که دلم عشقت فریاد می زنه
امشب میخواد به یاد تو اشکاشو هاشور بزنه
عیدت مبارک نازنین تنها تو تو قلب منی
تو این هجوم بی تپش مرحم زخمهای تنی

عیدت مبارک سال نو باشه پر از عشق واسه تو
الهی هر جا که باشی خدا باشه پناه تو
همیشگی ترین من الهی صد ساله بشی
عیدت مبارک عزیزم هر جای دنیا که باشی
همیشگی ترین من الهی صد ساله بشی
عیدت مبارک عزیزم هر جای دنیا که باشی




نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 12 فروردین 1390-08:13 ق.ظ
نظرات() 

چه زود جدا شدی

موندم از کجا شروع شد ؟ که تو رو دوباره دیدم
درد و دل کردم دوباره با در و دیوار خونه
هنوز از راه نرسیدم به ته قصمون رسیدم
یکی جز من تو دلت بود واسه این بود برنگشتم
وقتی لبخندتو دیدم حتی از خودم گذشتم !
این فداکاری من رو دیگه جز من کی میدونه ؟
جز تویی که خوبیامو دیگه یادت نمیمونه ؟؟

شاید اصلا دیگه یادت بره که مثل قدیم جون منی
ولی یادت نره خوشبختی الانتو مدیون منی
شاید اصلا دیگه یادت بره که مثل قدیم جون منی
ولی یادت نره خوشبختی الانتو مدیون منی
وقتی محتاج تو بودم تو فداکاری نکردی !!
حال و روز منو دیدی اما باز کاری نکردی !!
شونه خالی کردی از من با هزار عذر و بهونه



نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 12 فروردین 1390-07:30 ق.ظ
نظرات() 

خیانت کرده ام . . . آری !

خیانت کرده ام .... آری

و بر عشق تو می خندم

دو چشمت را خودم امشب

به روی خویش می بندم

خیانت کرده ام .... آری

نمی دانی و می گویم

بدان راهی دگر بی تو

برای عشق می جویم

وفایم را ندیدی که

خیانت را ببین حالا

دل تنگم ندیدی که

دل سنگم ببین اما

ندیدی غرق احساسم

ندیدی گریه هایم را

خیانت کرده ام تا تو

ببینی خنده هایم را

خیانت کرده ام .... آری

چه خشنودم که می دانی

مکن اندیشه باطل

که قلبم را بسوزانی








نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 12 فروردین 1390-07:26 ق.ظ
نظرات() 

می خواهم عاشق بماند . . . داستان امیر & شاهزاده

می خواهم عشق بماند و
اشک بماند و
لبخندی که هدیه ی لبهای توست
می خواهم تو باشی و
من باشم و زندگی
و زیبایی سرشاری از انعکاس ما
...می خواهم عشق بماند....





امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.
شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.
امیر برگشت و دید هیچکس نیست .شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!!عاشق به غیر نظر نمی کند!!!





نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 12 فروردین 1390-07:03 ق.ظ
نظرات() 

عشق من

آههای توکه عشق منی
به فکر مــن بـاش یکـمی
بـه فکــر مـن کـه عـاشقـم
ولــی تـو بـی خیــاله مــنی
بــه فـکر مــن کــه بــعد تــو
خــستـــه و بـــی طـــاقــت شـــدم
آهــــای بـــــه فـــکرتــــم هــــنوز
بـــــه فـــکر مــــن بـــاش یـــه کـــمی





نوشته شده توسط :ساحل غم
شنبه 28 اسفند 1389-03:18 ب.ظ
نظرات() 

دنبالک ها: گفتگو 

به نام او که انقدر اه کشیدم تا تو را برایم فرستاد

نمی دانم شاید سلام!!

یك سلام پر رنگ و چند نقطه چین...

به علامت جوابهایی كه ندادی و یك دقیقه سكوت...

به احترام تمام لحظه هایی كه در انتظار پاسخ تو مردند فرض كه دلت نخواست!

به فرض كه حوصله ات نیامد!به فرض كه لایقش نبودم!فرض كه دوست نداری نه خودم را نه

نامه هایم را ...

این ها خودش قانع كننده ترین دلیل دنیاست بی دلیلی هم خودش كلی دلیل است...

دل را چه كارش كنم؟؟جواب ندهی هم بهانه ات را میگیرد!!

فدایت شوم همین که ته دلت چیزی مثل پاسخ تکان بخورد برایم کافیست.

حقیقتش این بار که برایت می نویسم نه شب است نه سکوت فقط عاشقیست وزمستان فصل

دلتنگی پرنده هایی که به جرم نداشتن بال مجبور شدند در پناه چند نارون خشک بمانند.

نمیدونم نوشتن هایم به دلت مینشیند یا نه اما این بار هم اگر ننشست  شاید هم دفعه ی بعد به

سبك آدم های آن طرف تاریخ حرفهایم را برایت نقاشی كردم.

 گاهی دلم میخواهد بدانی حال من چگونه است اما بدان که من همیشه حال تو را میدانم.

اغلب دلم برایت تنگ میشود هر لحظه یکبار تنفست می کنم جای تعجب نیست یک دیوانه دارد

با تو حرف میزند خودت قضاوت کن که اول دیوانه نبود و حالا خوشحال است که تو دیوانه اش کرده ای

می دانم که قرار نبود بیایی وچه زیبا میشود کسی وقتی بیاید که قرار نیست.

فرقی نمی کنه اول نامه سلام باشه یا خداحافظی.وقتی هیچ کدام برایت مهم نیست.اما من مثل

تو فکر نمی کنم.مهم اینه که دلم برات لک زده

حتی برای نخواستن و شکستن و راندنت.تا هوای دوستت دارم در عاشقانه هایم می وزد

طعم چشمان تو همان عسلی ست که خوش طعم ترین حادثه های دنیاس كه حسرت یک ثانیه تجربه کردنش را دارند.

همه حدس میزنن که نامه هایم را نمی خوانی.

میگن چقدر عین هم می نویسی ؟لحنی.لحجه ای.دلیلی لااقل عوض کن...

تقصیر اسمان نگذار سرنوشت خودش اتفاق های زیبای زندگیم را خط خطی كرده بود

خودش هم دلش به رحم آمد و تورا از خدا برایم به امانت گرفت..

دیگر حرفی نیست جز این كه خداحافظی نوعی سلام عجیب برای نامه ی بعدیست كه هر وقت ارداه كنی مینویسمش...





نوشته شده توسط :ساحل غم
پنجشنبه 26 اسفند 1389-12:20 ب.ظ
نظرات() 

یه داستان و یه قصه !!!؟

خیلی ممنون  اینقدر آسون منو داغون کردی
واسه احساسی که داستم منو خون کردی

توکه هیچ حسی به این قصه نداشتی
واسه چی،منو به محبته دوروزه مهمون کردی

همه عالم میدونستن که بری میمیرم
اما رفتی همه عالمو حیرون کردی

خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی سرم
خیلی ممنون،ولی من هیچوقت ازت نمیگزرم

من حواسم به تو بودو تو دلت سر به هوا
با همین سر به هواییت منو ویرون کردی

من که با نگاه شیرینه تو فرهاد شدم
مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی

همــــــــــــه عــــــالم مـــــــــــیدونستن!

شبت شیک و خدا نگهدار
یه دنیا دلم گرفته خیلی ممنون...






نوشته شده توسط :ساحل غم
پنجشنبه 26 اسفند 1389-10:49 ق.ظ
نظرات() 

یکی هست ...

یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسم و اون خوابه

نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه

یه کاغذ یه خودکار دویاره شده همدم این دل دیوونه

یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه

یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره

چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره

گریه میکردم  درو که میبست میدونستم که میمیرم

اون عزیزم بود نمی تونستم جلویه راشو بگیرم

میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها

خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا

سکوت اتاقو داره میشکنه تیک تاکه ساعت رو دیوار

دوباره نمیخوام بشه باور من که دیگه نمیاد انگار



نوشته شده توسط :ساحل غم
پنجشنبه 26 اسفند 1389-10:19 ق.ظ
نظرات() 

تو راست میگی

امشب میخوای بری بدون من خیسه چشای نیمه جون من حرفات نمیشه باورم چه کار کنم خدایا

راحت داری میری که بشکنم عشقم بزار نگات کنم یکم شاید با هم بمونه دستای ما

به جونه تو دیگه نفس نمونده واسه من نرو تو هم دلم رو نشکن دلم جلو چشمات داره میمیره

نگام نکن بزار دلم بمونه رویه پاهاش فقط یه ذره آخه مهربون باش خدا ببین چه جوری داره میره

آره تو راست میگی که بد شدم آروم میگی که جون به لب شدم امشب بمون اگه بری چیزی درست نمیشه

ساده نمیشه بی خبر بری عشقم بگو نمیشه بگذری از من بگو کنارمی همیشه

تورو خدا بین چه حالیم نگو که میری دلم میخواد که دستمو بگیری نرو بدونه تو شکنجه میشم

پیشم بمون دیگه چیزی نمیگم آخریشه کسی واسم شبیه تو نمیشه بمون الهی من واست بمیرم




نوشته شده توسط :ساحل غم
پنجشنبه 28 بهمن 1389-05:44 ب.ظ
نظرات() 

دنبالک ها: دانلود 

چه شب هایی

چه شبهایی با رویایه تو خوابیدم ، نفهمیدی

چه شبهایی که اسمتو رو لبهام بود ، نمیشنیدی

چه شبهایی که اشک هامو به تنهایی نشون دادم

از عمقه فاصله آروم واسه تو دست تکون دادم

چه شبهایی با شب گردی شبو تا صبح میبردم

نبودی ماه جون میداد ، نبودی بی تو میمردم

چه شبهایی دعا کردم یه کم این فصله کم شه

یبار دیگه نگاه من تو رویاهات مجسم شه

توی این خونه یخ میبست تنه سرده سکوته من

چقدر جایه تو خالی بود ، چه شبهایه بدی بودن

گذشتم و عمرمو آوردم ، حالا من موندم و حسرت

چقدر بی رحمه این دنیا ، به این تقدیر بد لعنت

 



نوشته شده توسط :ساحل غم
چهارشنبه 13 بهمن 1389-02:51 ب.ظ
نظرات() 

کابوس غمگین

به یه کابوس غم انگیز    شبا مو سر میکنم
همه خاطره هامو    پر پر میکنم
با یه فانوس شکسته    توی جاده ها میگردم
تا تو رو پیدا کنم    تا بگم عاشقت هستم
رو غم نبودنت    منو میکشه آخر
تو حتی یه لحظه    منو نکردی باور
این نفسای آخره   که داره فلبم میزنه
دل میکنم از این همه    وسوسه ها که همیشه با منه
سردمو بی روح و خسته    یه آدم دل شکسته
ابر های آسمونم    به روز دراشو بسته
من همون خاطرهات    من همون در بدری
تویی و منما همیشه بی خبریم
رو غم نبودنت    منو میکشه آخر
تو حتی یه لحظه    منو نکردی باور
این نفسای آخره   که داره فلبم میزنه
دل میکنم از این همه    وسوسه ها که همیشه با منه




نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 17 دی 1389-10:32 ق.ظ
نظرات() 

یه دنیا غم



از بازی های روزگار....یه وقت خندم میگیره
وقتی چشمام به دره....دنیا رو ماتم میگیره
این روزا با غصه ی تو....دلم صبوری میکنه
از تو چه پنهون که داره....عادت به دوری میکنه
یه دنیا غم توقلبمه....دستامو ساده رد نکن
سادگی مو به روم نیار....بس دیگه تو بد نکن
میخوام که آروم بشه دل....از نم بارون چشام
چند روزه از غصه ی تو....بد جوری خیسه گونه هام
به احترام عشق من....فقط به گریه هام نخند
هر دری رو که میزنم....اونو به روی من نبند
میرسه اون روزی که من....تورو گرفتار ببینم
یکی بهت نخنده و....چشماتو من تار ببینم
برو بدون که مثل من....هیچ کسی دیوونت نبود
هیچ کسی با چشای خیس....شبا دره خونت نبود
ترسم از این یه عاقبت....ببینه چشمای ترم
دارن سرت در میارن....هرچی آوردی به سرم
هرچی آوردی به سرم
یه دنیا غم تو قلبمه....دستامو ساده رد نکن
سادگی مو به روم نیار....بس دیگه تو بد نکن
میخوام که آروم بشه دل....از نم بارون چشام
چند روزه از غصه ی تو....بد جوری خیسه گونه هام
به احترام عشق من....فقط به گریه هام نخند
هر دری رو که میزنم....اونو به روی من نبند
میرسه اون روزی که من....تورو گرفتار ببینم
یکی بهت نخنده و....چشماتو من تار ببینم




نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 17 دی 1389-09:51 ق.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :6
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6